تاریخ و علم

در رابطه با موضوعات مختلف تاریخی و علمی جهان از دیرباز تاکنون.

تاریخ و علم

در رابطه با موضوعات مختلف تاریخی و علمی جهان از دیرباز تاکنون.

تاریخ و علم

در این وبلاگ سعی بر آن است که به موضوعات مختلف علمی و تاریخی با تکیه بر منابع و شواهد موثق و معتبر پرداخته شود. بنابراین هدف، آشنایی خوانندگان عزیز با مباحث علمی و تاریخی و نیز امکان تبادل نظرات و اطلاعات علمی طرفین است.

آخرین نظرات

حیات جانوری دوران سنوزوئیک (Cenozoic)

سه شنبه, ۲۴ مرداد ۱۳۹۶، ۰۴:۵۶ ب.ظ

 

سیر و تحول موجودات زنده در دورانهای مختلف زمین شناسی؛

بخش 4: حیات جانوریِ دوران سنوزوئیک


نوشتۀ: محسن محرابی  


الف) دوران بندی زمین شناسیِ سنوزوئیک:

دوران سنوزوئیک (Cenozoic) تاریخ زمین را از پایان دورۀ کرتاسه (در حدود 65 میلیون سال پیش) تا زمان حاضر در بر میگیرد. اهمیّت این دوران به سبب ظهور، گسترش و تنوّع پستانداران، پیدایش و فرمانروایی انسان، و همچنین توسعۀ پرندگان هوایی است. پستانداران در زمان حیات دایناسورها نیز وجود داشتند، اما موجوداتی کوچک و اغلب گوشه گیر بودند و تنها پس از انقراض دایناسورها و دیگر خزندگان عظیم الجثّه و پایان فرمانروایی آنها در اواخر کرتاسه بود که پستانداران جایگاه خود را به عنوان جانوران عمدۀ خشکی پیدا نمودند. این مرحلۀ انتقال و گذر، نمونه ای اصلی و با اهمیّت از جانشینی یک گروه بزرگ توسط گروه بزرگ دیگر در تاریخچۀ سنگواره ها محسوب میشود. البته این را هم باید اضافه کرد که در انقراض دسته جمعی انتهای کرتاسه، فقط دایناسورها و خزندگان بزرگ دریایی از بین نرفتند، بلکه بسیاری از پستانداران نیز معدوم شدند، اما پستانداران بازمانده یک دورۀ تکامل جدید را آغاز نمودند که به تنوّع گونه های مختلف منجر شد؛ به طوری که دو گروه بزرگ از پستانداران یعنی کیسه داران و جُفت داران تکامل و گسترش یافته و نسبت به دیگر گروههای جانوری، یعنی خزندگان و پرندگان برتری می یابند. چون در این دوران، حیوانات پستاندار بیشترین و عمده ترین جانوران خشکی زیِ بزرگ را تشکیل میدهند؛ به همین خاطر آن را عصر پستانداران (Mammalia Period = Mammals Period) نامیده اند.

دروان سنوزوئیک را عصر نهاندانگان (Angiosperms period) نیز می نامند؛ زیرا رقابت نهاندانگان (که از گیاهان گلدار هستند) با بازدانگان (Gymnosperm) که از اواخر مزوزوئیک (Late Mesozoic) شروع شده بود، منجر به غلبۀ نهاندانگان بر بازدانگان در دوران سنوزوئیک شد. علت آن بود که در ابتدای این دوران با به وجود آمدن چین خوردگیهای آلپ (Alpian) و البرز و هیمالیا، سدّی در برابر هوای گرم نفوذی از مناطق استوایی به مناطق شمالی ایجاد و سبب سردی هوای ناحیۀ شمالی زمین گردید. نهاندانگان با ضخیم ساختن ساقه ها، ریختن برگها و تشکیل محافظ سخت و محکم به پیرامون دانه، توانستند در مقابل فصول سرما دوام بیاورند. علاوه بر این، گروهی از نهاندانگان مناطق معتدل و سرد شمالی با تبدیل شدن به بوته های غیر چوبیِ یک ساله و دو ساله، در برابر سرمای هوا سازگار شدند. این تغییرات اقلیمی سبب شد تا گیاهان چوبی در همۀ مناطق به جز نواحی استوایی رو به کاهش روند و در مقابل، در مناطق شمالی، گیاهان بوته ای به صورت جمعیّتهای بزرگ، پوشش سبزی را به وجود آورند. همچنین در عالم گیاهیِ عصر سنوزوئیک، گیاهان تک لپه ای (Monocotyledons = Mononocotyledonids) نیز فراوان میشوند.

 

 

اما دوران سنوزوئیک شامل دو دورۀ تِرشیاری (Tertiary)[1] و کُواتِرنری (Quaternary)[2] میشود. دورۀ ترشیاری که سابقاً از آن با نام «دوران سوم زمین شناسی» یاد میشده است[3]، از انقراض اسرارآمیز کرتاسه شروع شده و تا 2.6 میلیون سال پیش ادامه داشت. این دوره تقریباً 62.5 میلیون سال به طول انجامید. دورۀ ترشیاری خود به دو دورۀ کوچکتر یعنی پالِئوژن (Paleogene = Palæogene) و نِئوژِن (Neogene) تقسیم میگردد. پالئوژن که به سبب فراوانی فسیلهای شاخص و مهم این دوره، یعنی نومولیتها (Nummulite)[4]، به دورۀ نومولیتیک (Nummulitic period) نیز معروف است، به سه دورِ پالِئوسِن (Paleocene)، اِئوسِن (Eocene) و اُلیگوسِن (Oligocene)، و نئوژن هم به دو دورِ میوسن (Miocene) و پِلیوسن (Pliocene) قسمت بندی میشوند[5].

 

جدول تقسیم بندی دوران سنوزوئیک (Cenozoic). طرح از نگارنده.

 

1) دورۀ ترشیاری:

هر یک از دوره های ترشیاری شاخصه های خاصّ خود را دارند. مثلاً در دورۀ پالئوسن (فاصلۀ زمانی بین 66 تا 56 میلیون سال پیش) انواع گیاهان خشکی زی مشابه گیاهان امروزی ظهور یافتند و تک سلولیهای روزنه دار نیز فراوان شدند. در این عهد، تنوّع و پراکندگی پستانداران اولیّه ای (مثل پِلِسیاداپیس "Plesiadapis"»[6]) که از گونه های بازمانده از حادثۀ انقراض کرتاسه تکامل یافته بودند نیز آغاز شد و اولین نخستیها (Primates)[7] نیز در این عهد گسترش پیدا کردند. همچنین این دوره با پیدایش پرندگان شکارچی غول پیکر در خشکیها همراه بود و خزندگان نجات یافته از انقراض هم در آب و هوای گرم این دوره به حیات خود ادامه دادند. در دریاهای آن روزگار نیز «شکم پایان» یا «گاستروپودا»ها (Gastropoda)[8]، «ستاره های دریایی» (Asteroidea = Starfish) و انواع «دوکَفه ای»های[9] جدید که در قسمتهای کم عمق ماسه ای زندگی میکردند، توسعه یافتند.

 

زندگی جانوری در عصر پالئوژن (Paleogene).

 

در ابتدای دورۀ ائوسن و در حدود 56 تا 34 میلیون سال قبل نیز هوا بسیار گرم و جنوبگان[10] بدون یخ و پوشیده از جنگل بود. البته وجود سه دورۀ گرما در اواسط تا اواخر ائوسن نیز به اثبات رسیده است. در این زمان قارّۀ استرالیا از قطب جنوب، و قارّۀ آمریکای جنوبی هم به طور کامل از آفریقا جدا گشتند. سرازیر گشتن آفریقا به سمت شرق، باعث تشکیل حوزۀ اقیانوس اطلس و افزوده شدن وسعت آن گردید. تشکیل یخهای قطب جنوب که امروزه دو سوم آب شیرین زمین را تشکیل میدهند، از حوادث مهم اواخر این دوره و در 38 میلیون سال پیش است. از اوایل ائوسن به بعد، سلطۀ جانوران گیاهخوار و شکارچی اغلب کوچک اندام بر زمین آغاز شد. بنابراین این عهد با افزایش تعدّد پستانداران مشخص شده است. در این زمان پستانداران سُم دار ظهور یافتند که از جمله میتوان به «فِناکودوس» (Phenacodus)، که یک پستاندار سم دار اولیه با جثه ای هم اندازۀ سگ بود، اشاره کرد. همچنین اولین خفاشها مثل «ایکارونیکتِریس» (Icaronycteris) که جثه ای بسیار بزرگتری نسبت به گونه های امروزی داشتند نیز احتمالاً در پالئوسن پایانی و ابتدای ائوسن پا به عرصۀ وجود گذاشتند. مرجانها هم که تعدادشان در دورۀ پالئوسن کم شده بود، مجدداً در آبهای گرم ائوسن توسعه یافتند. بالا آمدن آب دریاها شاید یکی از عواملی بود که بر تعداد موجودات دریایی افزوده است.

 

جهان در اوایل دورۀ ائوسن (Eocene)، حدود 50 میلیون سال قبل.

 

حیات در دورۀ ائوسن (Eocene). طرح از نگارنده.

 

در دورۀ الیگوسن (بین حدوداً 34 تا 23 میلیون سال قبل) آب و هوا سردتر از دورۀ ائوسن و فعالیّتهای آتشفشانهای زیردریایی نیز زیاد بود. در این عهد بود که پستاندارانی تقریباً شبیه به پستانداران امروزی پدید می آیند و گیاهخواران غول پیکری نظیر «پاراسراتریوم» ("Paraceratherium" نوعی کرگدن گردن دراز با قامت حدوداً 6 متر)[11] از جانوران این دوره محسوب میشوند.

 

زندگی جانوری در عهد الیگوسن (Oligocene). طرح از نگارنده.

 

در دورۀ میوسن (23 تا تقریباً 5.5 میلیون سال پیش) هم با شکلگیری یخهای قطب جنوب و نیز پیشروی یخ در قطب شمال، سطح آب دریاها پایین آمد و از دمای زمین اندکی کاسته شد. تغییرات آب و هوایی عامل اصلی تشکیل یخچالها و پیشروی یخها در هر دو قطب و در نتیجه سرمای نسبی زمین نسبت به دوره های قبل بود. این تغییرات و این کاهش دما باعث پیدایش گروههای جدید گیاهی مثل «گیاهان علفی» (Herbs) در خشکی و افزایش و گسترش چمنزارها و علفهای هرز، و در نهایت تکامل گونه های مختلف جانوران چرنده شد. برخی محققان تغییرات آب و هواییِ نئوژن را به علت «حرکات تکتونیکی» (Tectonic) یا «جابجایی خشکیها» در بعضی نقاط زمین از جمله شرق آفریقا، غرب آمریکای شمالی و نیز آمریکای جنوبی دانسته اند. فعالیّتهای زمین ساختی در این زمان افزایش یافته که نتیجۀ آن، به وجود آمدن رشته کوه‏هایی همچون هیمالیا (که بر اثر برخورد شبه قارۀ هند به آسیا پدید آمده بود) و هندوکش در قارّۀ آسیا، البرز و زاگرس و کوه های قفقاز (Caucasus mountains) در غرب آن، آند (Ande, Andes mountains) در قارۀ آمریکا، و پیرنۀ فرانسه (Pyrénées, Pyrenees mountains) و کارپات (Carpathian mountains) در قارۀ اروپاست. «فعالیّت کوهزایی آلپی» (Alpine) نیز در این عصر به حداکثر خود میرسد، به طوریکه دو سوم آن در این دوره روی میدهد و در اثر این چین خوردگی مهم، شکل خشکیهای زمین به وضع کنونی خود نزدیک میشود. همچنین با تشکیل تدریجی کوههای البرز و زاگرس، ایران که تا آن زمان زیر آب بود، کم کم از آب خارج میشود.

اما از مهمترین جانورانی که در عالَم حیات عصر میوسن ظهور یافتند، گونه های جدیدی از میمونها بودند که گویا از میمونهای قدیم عصر الیگوسن تکامل یافتند. همچنین گوزنها، زرافه ها، خرسها، خوکها و غیره نیز، افزایش و توسعۀ قابل توجهی داشتند.

 

جانوران دورۀ میوسن (Miocene). طرح از نگارنده.

 

در دورۀ پلیوسن (فاصلۀ زمانیِ تقریبی 5.5 تا 2.6 میلیون سال قبل) هم آب و هوا گرمتر از حاضر و سردتر از دورۀ میوسن میشود. در این دوره، آمریکای شمالی و جنوبی به یکدیگر متصل شدند و جانوران در بین این دو سرزمین به مهاجرت پرداختند. «میمونهای آدم نمای جنوبی» موسوم به اوستِرالوپیتِسیِن (Australopithecine) یا اوسترالوپیتکوس (Australopithecus) که بر روی دو پا راه میرفتند[12]، در اواخر این دوره در آفریقا ظهور یافتند و روند تکاملی آنها نیز به پیدایش نخستین انسان موسوم به هومو هابیلیس (Homo habilis) یا انسان ماهر (Skillful man or Handy human) منجر شد. هوموهابیلیسها نخستین ابزارساز واقعی در میان هوموها محسوب میگردند و قادر بودند به خوبی روی دو پای خود بایستند و راه بروند.

 

شکل قاره ها در اواسط دورۀ میوسن (Miocene)، حدود 14 میلیون سال قبل.

 

جانداران عهد پلیوسن (Pliocene).

 

2) دورۀ کواترنری:

دورۀ کواترنری نیز آخرین و کوتاهترین دورۀ تکامل زمین میباشد. این دوره که در برخی از منابع و متون علمی قدیم با عناوین «دوران چهارم زمین شناسی» و آنتروپوزوئیک (Anthropozoic) نیز آمده است از 2.6 میلیون سال قبل، یعنی زمانی که اولین انسان پا به عرصۀ وجود نهاد، آغاز شده و تا امروز ادامه دارد. در حقیقت پیدایش انسان و تکامل آن، از جمله وقایع مهم دورۀ کواترنری محسوب میشود. به خاطر همین پدیدار گشتن انسان بود که برخی از زمین شناسان و دیرینه شناسان، آن دوره را به «آنتروپوزوئیک» یا دورۀ انسان نامیده اند.

از اختصاصات جغرافیایی این عهد میتوان به وجود یخبندانهای متوالیِ ناشی از تغییرات آب و هوایی کرۀ زمین اشاره کرد که با پسروی و پیشروی دریا و نیز تناوب فرسایش و رسوب گذاری همراه بوده است. همچنین، در این دوران اوضاع بیولوژیکی زمین نیز کاملاً شبیه به وضع امروزی خود گردیده است که البته از نظر دیرینه شناسی، کواترنری با پیدایش و توسعۀ گونه های فیل، شتر، اسب و گوزن و دیگر پستانداران امروزی مشخص میگردد. «وُلی رینوسِروس» (گونه ای از کرگدنهای پشمالوی شاخدار ماقبل تاریخ "Woolly rhinoceros") و «ماموت»ها (نوعی از فیلهای عظیم الجثۀ منقرض شده "Mammoth = Mammuthus") هم از موجودات نواحی سرد خشکی بودند. گیاهان نیز شبیه همان گیاهان دورۀ نئوژن و گیاهان امروزی بوده اند که البته گیاهان مشخص هوای سرد، یعنی بید و رَستنیهای علفی توسعۀ خوبی پیدا کردند.

عصر کواترنری به دو دورۀ پلیستوسن (Pleistocene) یا زمان یخبندان (Ice Age)، و هولوسن (Holocene) یا بعد از یخبندان[13] تقسیم میشود. پلیستوسن (2.6 میلیون تا حدوداً 12 یا 11 هزار سال پیش) در واقع دوران یخبندانهای طولانیست که طی آن، سرزمینهای عظیم در زیر لایه های ضخیم یخ مدفون شد. این دوره قسمت اعظم تاریخ کواترنری را تشکیل میدهد. هولوسن هم احتمالاً بیش از یازده هزار و هفتصد سال تجاوز نمیکند و عصر فعلی دنبالۀ آن به حساب می آید.

از حوادث مهم کواترنری و عهد پلیستوسن، به وجود آمدن یخبندان عظیمی است که طی آن برای هزاران سال زمین بسیار سرد شده و بخش وسیعی از سطح آن از یخ پوشیده میشود (Galicial). این حادثه باعث تغییرات شدید آب و هوایی و انقراض بعضی از گونه های جانوری و ظهور انواع دیگر شد[14]. یکی از مهمترین مسائلی که محققان با آن سر و کار دارند پاسخ به این سؤال است که چه عامل یا عواملی باعث پدید آمدن یخبندان شده است؟

طبق بررسیهای موجود، دلایل و شواهد زیادی که نشانگر برودت هوا در کواترنری است وجود دارد که بخشی از آنها خاستگاه کیهانی دارند و برخی دیگر مربوط به ساختار کرۀ زمین میشوند. در این راستا فرضیه های متعددی ارائه شده که به طور خلاصه عبارتند از:

1. بالا آمدن بستر دریای آتلانتیک (اقیانوس اطلس)، تغییر مسیر جریانهای دریایی از جزایر انگلیس و ایسلند به گرینلند، و در نتیجه وارد نشدن آب گرم به دریای شمال (North sea) و تغییر آب و هوا.

2. تشکیل رشته کوههای مرتفع در اثر جنبشهای کوهزایی آلپ و نیز تجزیۀ کوهستانهای دارای سیلیکاتِ[15] فراوان در اثر فرسایش، که باعث تأثیر تغییرات ژئومورفولوژیِ[16] زمین روی جوّ و به وجود آمدن توده های عظیم یخ و برف در قلل مرتفع شد.

3. تجمّع حرارت در پوستۀ زمین به وسیلۀ گرمایی که در اثر تجزیۀ عناصر رادیواکتیویته به وجود آمده و در مراحل مختلف کوهزایی به سطح زمین رانده شده است؛ در نتیجه حرارت در پوستۀ زمین کاهش یافت.

4. تغییر جزیی محور طولی حرکت زمین نسبت به مدار انتقالی در اثر تأثیر گرانش سیّارات دیگر باعث میشود که میزان انرژی دریافتی از خورشید تغییر کند و دورۀ یخبندان آغاز شود.

5. مقدار دی اکسید کربن در جوّ زمین که عامل وقوع تغییرات طولانی مدّت در آب و هوای زمین شده است و نیز عوامل دیگر.

 

جهان در اواخر دورۀ پلیستوسن (Pleistocene)، حدود 18 هزار سال قبل.

 

حیات جانوری در پلیستوسن (Pleistocene). طرح از نگارنده.

 

در کل، آب و هوای این دوران به طور متناوب دچار تغییراتی شد. وجود دوره های یخچالی و بین یخچالی، که اولی از روی پایین بودن درجۀ حرارت و فراوانی ابرها، و دومی نیز از روی بالاتر بودن درجۀ حرارت و کمتر شدن میزان ابرها تشخیص داده میشوند، معرّف این تغییرات هستند. هر یک از این نوسانات با جابجا شدن مناطق آب و هوایی قطبی به طرف استوا در دورۀ یخچالی و به طرف قطب در دورۀ بین یخچالی همراه بوده است. این توالی یخبندان موجی از انقراض را در پلیستوسن پایانی به همراه داشت و در نتیجه، پستانداران بزرگِ قدیمی را به سرعت از صفحۀ روزگار محو کرد و جای آنان را به پستانداران کوچکتر، تکامل یافته تر و جدیدتری داد. در دوره هایی هم که عصر یخبندان نسبتاً گرمتر از دورۀ قبل بود، گونه های جدید انسان که هوشمندتر و نیرومندتر از نژادهای پیش از خود بودند نیز ظهور کرده و در نقاط مختلف زمین پراکنده گشتند. با اینحال علاوه بر انسانهای اولیه، اغلب موجودات این دوره، پیشرویهای یخچالی و دوره های بین یخچالی متعددی را پشت سر گذاشته اند. بعضی محققان این حادثه را همچون انتخابی با شکار انواع بزرگ توجیه کرده اند، لیکن از سوی تمامی دانشمندانی که این فرضیه را مطالعه میکنند، مورد پذیرش قرار نگرفته است.

 

وضعیّت خشکیهای زمین در حال حاضر (Holocene).

 

ب) معرفی برخی از جانوران ادوار مختلف سنوزوئیک:

 

تقسیم بندی ابردوران فانروزوئیک (Phanerozoic) و توالی جانداران دوره های مختلف زمین شناسی. طرح از نگارنده.

--------------------------------------------------

 

«پاکی سِتوس» (Pakicetus) پستاندارِ (Mammalia = Mammals) ابتدایی منقرض شده از زیر ردۀ «تریا» (Theria)[17]، فرو ردۀ «پلاسنتالیا» (Placentalia)، بالاراستۀ «سِتارتیوداکتیل» (Cetartiodactyla = Cetartiodactyle)، راستۀ «سِتاسِه» یا «والها» (Cetacea = Cetacean)[18] و زیر راستۀ «آرکیوسیت» یا «والهای باستانی» (Archaeocete, Archaeoceti) بود. «آرکیوسیت»ها گروهی از والهای اولیّۀ منقرض شده ای بودند که در دورۀ ائوسن و در فاصلۀ زمانی حدود 56 الی 34 میلیون سال قبل زندگی میکردند. عقیده بر آن است که این زیر راسته، اجداد اولیۀ والهای امروزی، دلفینها و شاید اسبهای آبی آفریقا بوده باشند. برخی از آرکیوسیتها شامل همین «پاکیسِتوس»، «آمبولوسِتوس» (Ambulocetus) (هر دو به عنوان اجداد والها)، و نیز «بازیلوسوروس» (Basilosaurus)، «رِمینتونوسِتوس» (Remingtonocetus)، «دورودون» (Dorudon) و سایر (به عنوان والهای اولیّه) میگردند. پاکیستوس و آمبولوستوس دارای پره هایی در بین انگشتان پای خود، برای آسان شنا کردن در آب بوده اند. این حیوانات ابتدا بر روی خشکی میزیسته اند، اما طی تکامل در نسلهای بعدی و تبدیل به والها طی میلیونها سال، دارای بالۀ کناره ای پشتی شده اند.

اما پاکیستوس از از روی فسیلهای یافته شده اش در کشور پاکستان شناخته شده است؛ به همین دلیل نامش را هم از اسم همین کشور گرفته اند. این حیوان در ابتدای دورۀ زمین شناسی ائوسن (بین 56 تا 40 میلیون سال پیش) زندگی میکرد و 1.5 متر ارتفاع و حدود 200 کیلوگرم هم وزن داشت و اگرچه خشکی زی بود اما اغلب در آب به دنبال شکار میپرداخت. دندانهای پاکیستوس به خوبی گوشتخوار بودن او را نشان میدهند. دندانهای جلوییِ آروارۀ بالا، تا حدودی صاف و باریک، لیکن تیز بودند، و دندانهای جلوییِ آروارۀ پایین هم به شکل خوابیده، مایل به سمت بیرونِ دهان و کوسه مانند بوده اند. دندانهای عقبی آروارهها نیز حالت مثلثی شکل، بزرگ و به هم قفل شده با لبه های بُرنده و تیز داشتند. جمجمۀ سر این پستاندار ماقبل تاریخ هم صاف و کشیده با پوزه ای باریک و بلند و نیز دارای حفره ای بزرگ مابین انتهای آروارۀ بالایی با کاسۀ چشم و حفرۀ گوش بوده است. احتمالاً اندام بینایی و شنوایی این حیوان داخل همین حفره قرار میگرفتند.

 

شکل بازسازی شدۀ آمبولوسِتوس (Ambulocetus). عکس از: https://www.newdinosaurs.com/ambulocetus/

«آمبولوستوس» هم جانوری از همین راستۀ نهنگها، زیر راستۀ والهای باستانی و نیز خانوادۀ «آمبولوسِتیده» یا «نهنگهای شناگر» (Ambulocetidae) محسوب میشده که در دورۀ زمین شناسی ائوسن آغازین و محدودۀ زمانی 50 تا 48 میلیون سال پیش، گویا در کرانه های آبهای کم عمق و کهن دریای تتیسِ (Tethys Sea) آن زمان و محدوده ای که اکنون شرق پاکستان است، زندگی میکرد.

آمبولوستوس حدود 3 متر طول و 300 کیلوگرم وزن داشت و از گوشت تغذیه میکرد. آرواره های نیرومند و طویل و نیز دندانهای کوسه مانندش، از مهمترین مختصات بدنی او بودند. اندامهای این جانور به او اجازه میداد تا هم در آب شنا کند و هم بتواند در خشکی حرکت کند. این پستاندار ماقبل تاریخ دارای مغزی کوچک و لگنی جوش خورده با ستون فقراتی همانند پستانداران خشکی زی ولی بر خلاف والهای امروزی بود. چنین فرض میشود که این حیوان منقرض شده، از اجداد والها به حساب می آید و از تکامل جانورانی چون «مِزونیچید» (Mesonychids)[19] و یا «دیاکودِگزیس» (Diacodexis) به وجود آمده است.

 

نمودار فرضیِ شاخۀ تکاملی خانوادۀ والها، دلفینها و اسبهای آبی آفریقایی، از گروه جانوری آرتیوداکتیل (Artiodactyla = Artiodactyls)[20] طی 55 میلیون سال پیش تاکنون. طرح از نگارنده.

--------------------------------------------------

 

تصویربازسازی شدۀ فرضی از یک اَندِرِوسارکوس مُنگولیِنسیس (Andrewsarchus mongoliensis).

اندروسارکوس منگولینسیس پستانداری بزرگ از راستۀ آرتیوداکتیل یا سُم داران زوج انگشتی (Artiodactyla = Artiodactyls) که در اواسط دورۀ زمین شناسی ائوسن و بین 48 تا 41 میلیون سال پیش در منطقه ای که اکنون مغولستان است، میزیست. از نظر اندازه، احتمالاً طولی حدود 5/3 متر داشت و به نظر میرسد وزنش هم از 225 تا 455 کیلوگرم متغیّر بوده است. این پستاندار ماقبل تاریخ تنها از روی استخوان غیر طبیعی جمجمه اش که 83 سانتیمتر درازا و 56 سانتیمتر پهنا داشته و نیز تکه هایی از استخوانهای بدنش (که در سال 1923 یافت شدند) شناخته شده و احتمالاً یکی از بزرگترین پستاندار گوشتخوار خشکی هم بوده است. البته بررسیها چنین نشان داد که این حیوان بیشتر همه چیزخوار بوده تا گوشتخوار، و تغذیه از لاشۀ حیوانات، مغز استخوانها، گیاهان ریشه دار و نیز نرم تنان را به خوردن گوشت تازۀ شکار ترجیح میداده است. همچنین به احتمال زیاد او صاحب قویترین آرواره و درشت ترین دندانها در بین پستانداران خشکی زی بوده است. دندانهای گونه ای و مسطح او برای خرد کردن استخوانها به کار میرفت و در صورت لزوم میتوانست به راحتی یک استخوان بزرگ را با دندانهایش خرد کند. بنابراین این جانور با کمک همین دندانها و آرواره های فوق العاده نیرومند، میتوانست از لاشۀ والهای ماقبل تاریخ، خرچنگها و لاک پشتهایی که در مناطق ساحلی گرفتار شده بودند، تغذیه کند. همچنین از آنجایی که جمجمه در آثارِ محیطی ساحلی مربوط به ائوسن پیدا شده، لذا اندرسارکوس به عنوان یک جانور پرسه زن در ساحل توصیف شده است.

از دیگر خصوصیّات بارز این حیوان میتوان به بدن کشیده، پوزه ای طویل، دُم دراز و پاهای کوتاهش که به پنجه هایی شِبه سُم دار منتهی میشده اند اشاره کرد. اندورسارکوس را به خاطر شباهت در ساختار بین دندانها و جمجمه اش با گونه های دیگر مِزونیچید (Mesonychid)، به عنوان یک مزونیچیا (Mesonychia) میشناختند، اما بررسیهای مجدد و مطالعات اخیر، وابستگی آن را به مزونیشید رد کرده و در راستۀ آرتیوداکتیلها قرار داده و نزدیک به انتلودونتها (Entelodonts)[21]، اسبهای آبی و نهنگها قرار داده است.

 

مقایسۀ تخمینی قامت اندروسارکوس منگولینسیس (Andrewsarchus mongoliensis) با یک انسان 180 سانتیمتری. طرح از نگارنده.

--------------------------------------------------

 

نمایی از پرندۀ غول پیکرِ موسوم به کِلِنکِن (Kelenken). طرح از نگارنده.

کلنکن پرنده ای عظیم الجثۀ منقرض شده ای از راستۀ «کاریامیفورم» یا «کاکُلیان» (Cariamiformes) و خانوادۀ فروسِراسیده یا «پرندگان وحشت فاقد توانایی پرواز» (Phorusrhacidae) بوده که در اواسط دورۀ میوسن، یعنی حدود 15 میلیون سال قبل، زندگی میکرده است. بالهایش دارای سه انگشت کوچک اما پاهایش بسیار قوی بوده اند. قدش هم 230 و شاید تا  300 سانتیمتر میرسیده و وزنش نیز معادل 230 کیلوگرم بوده است. منقار عقاب مانندش هم حدود 45 سانتیمتر بوده و جمجمه اش نیز تا نوک منقار، طولی حدود 70 سانتیمتر داشته است. این منقار نشان میدهد که این جانور شکارچی مخوف و بیرحمی میبوده است.

کلنکن در منطقه ای که در حاضر آرژانتین را در برمیگیرد، زندگی میکرد، و گرچه در فهرست قویترین و بلندترین پرندۀ وحشت قرار دارد، اما تاکنون فقط یک جمجمۀ تقریباً کامل و قطعه ای از استخوان پای او به دست آمده است، و در حقیقت هنوز هم چندان شناخته شده نیست و بسیاری از اجزای بدن و آناتومی آن براساس همین جمجمه و نیز مقایسه با دیگر فروسراسیده های مشابه بازسازی شده است. گونۀ کلنکن گوییلرموی (K. guillermoi) نیز نام آورترین نوع این جانور میباشد.

--------------------------------------------------

 

سیمای فرضیِ بازسازی شده از یک اِنتِلودون (Entelodon). طرح از نگارنده.

خانوادۀ اِنتِلودونتیدا (Entelodontidae) یا اِنتِلودونتها (Entelodonts)، اصطلاحاً خوکهای وحشتناک و بزرگِ منقرض شده ای بودند که از اواسط دورۀ ائوسن تا اوایل میوسن، یعنی بین حدوداً 37 تا 16 میلیون سال قبل، در دشتها و علفزارها و جنگلهای آسیا و اروپا و آمریکای شمالی پراکنده بودند. البته شواهد فسیلی به ظهور آنها از مغولستان اشاره دارد که بعدها به مناطق دیگر گسترش یافتند. دورۀ الیگوسن اوج جمعیّت آنها بود. همچنین از نظر برخی دانشمندان، این دسته از جانوران به گروه آرتیوداکتیل (Artiodactyla)، یعنی خویشاوندان والها و اسبهای آبی نزدیکترند تا خوکها و گرازها. انتلودونتها شامل: ""Archaeotherium، "Brachyhyops"، Cypretherium""، Daeodon (Dinohyus)""، "Entelodon"، "Eoentelodon"، "Paraentelodon" و "Proentelodon" میشدند.

چهار پای تقریباً کوتاه و باریک اما سُم دار آنها؛ قد تا بیش از دو متر (تا شانه ها)؛ وزن گونه ها از 150 تا 400 کیلوگرم و در بزرگترینشان یعنی "Dinohyus (Daeodon)" تا 900 کیلوگرم؛ جمجمۀ بزرگ ولی با مغزی کوچک به نسبت جمجمه و بدن، که در جنس "Dinohyus"حدود 35 تا 45 درصد از طول حیوان را تشکیل میداد؛ پوزۀ دراز؛ برآمدگیهای استخوانی محافظ روی صورت؛ عضلات فک نیرومند؛ و نیز دندانهایی نسبتاً ساده در آرواره ها اما در عین حال سنگین و بزرگ و قدرتمند؛ که همگی ظاهری ترسناک و زشت به جانور میدادند، از ویژگیهای آناتومیک بدنی این دسته از حیوانات هستند.

در مورد عادات و رژیم غذایی انتلودونتها هم، برخی از محققان ساختار فک را نشانۀ گوشت خوار این حیوانات تفسیر کرده اند. با اینحال به نظر میرسد انتلودونتها همانند خوکها و گرازهای امروزی همه چیزخوار بوده و شاید از لاشه ها هم تغذیه میکرده اند. آنها شکارچیان نیرومندی هم بوده و گاه به شکار پستانداران بزرگ جثّه نیز میپرداخته اند. البته به نظر بعضی از آنها تنها به گیاهخواری روی آورده اند.

 

مقایسۀ تخمینی قامت یک مرد 180 سانتیمتری با دو انتلودونت (Entelodonts)، موسوم به "Daeodon shoshonensis" (سمت راست) و "Paraentelodon macrognathus" (سمت چپ). در حال حاضر جنس "Daeodon shoshonensis" را به خاطر قامت 180 تا بیش از 200 سانتیمتری اش، بزرگترین و نیرومندترین انتلودونت میدانند، اما این عقیده نیز وجود دارد که پارائِنتِلودون "Paraentelodon" هم قدی از 170 سانتیمتر تا دو متر و طولی بیش از 3 متر داشته که از حیث نیز او هم از بزرگترین انتلودونتها محسوب میشده است. "Daeodon shoshonensis" از اواخر دورۀ الیگوسن تا اوایل میوسن، یعنی 29 تا 19 میلیون سال پیش در آمریکای شمالی زندگی میکرد و "Paraentelodon macrognathus" نیز در دورۀ الیگوسن در آسیا میزیسته است. طرح از نگارنده.

--------------------------------------------------

 

تصویری فرضی از «کوسۀ مگالودون» (Megalodon) در حال شکار یک فیل سانِ موسوم به «پِلاتی بِلودونِ» (Platybelodon) بالغ گرفتار شده در آب. برگرفته از:

http://www.dinosaurhome.com/canadian-paleoartist-julius-csotonyi-807.html

«کارکارودون مِگالودون» (Carcharodon megalodon) که به اختصار بدان «مگالودون» (Megalodon) میگویند، نام یک گونۀ بسیار عظیم الجثّه و ترسناک از راستۀ کوسه سانان است که شاید از اواخر الیگوسن تا زمان انقراضشان، یعنی انتهای پلیستوسن (برآورد فرضیِ فاصلۀ زمانی بین 30 یا 20 تا 2.5 میلیون سال پیش) احتمالاً در آبهای کم عمق اما گرم و معتدل دریاها و جایی که دسترسی به طعمه های بزرگ زیاد باشد، میزیسته است. بازسازی اندازۀ کوسۀ مگالودون با استفاده از استخوانهای به جا مانده از فَک بسیار قوی اشان، این عقیده را به وجود آورده که طول این ماهی غضروفی ماقبل تاریخ، از 16 تا 20 متر بود. بنابراین این جانور به عنوان عظیمترین و قدرتمندترین کوسه (یا ماهی) و نیز یکی از بزرگترین شکارچیان مهره دار در تمام ادوار تاریخ حیات کرۀ زمین شناخته میشود.

این کوسه های هیولا در هرم یا صدر زنجیرۀ غذایی قرار داشتند و طعمه های بزرگ زمینی همچون برخی از جنسهای فیلها و نیز حیوانات دریازی نظیر دلفینها و والها و لاک پشتهای بزرگ را شکار کرده و میخوردند. با اینکه این جانور به طرز عجیبی بزرگ جثّه و یکی از نیرومندترین درندگان دریا بودند، اما حیاتشان ادامه نیافته و در اواخر پلیستوسن به طور مرموزی از دریاها محو شده اند. اخباری هم که از زنده بودن این ماهیان غول پیکر مشاهده یا شنیده میشود، موثق نبوده و شواهدی از آنها به دست نیامده است. علت اصلی انقراض مگالودونها هنوز مشخص نشده، اما بارزترین دلایلی که برای محو این گونه مطرح میشود عبارتند از: سرد شدن ناگهانی اقیانوسها و دریاها، پایین آمدن سطح آب و نیز کمبود منابع غذایی. در رابطه با مورد آخری این نظریه وجود دارد که، چون مگادولونها بسیار عظیم الجثّه بودند، پس به یک منبع غذاییِ بزرگ، یعنی حیوانات بزرگ برای تغذیه نیاز داشتند؛ اما با مهاجرت طعمه هایشان به آبهای سرد و یا انقراض حیواناتی که به عنوان شکار در نظر گرفته میشدند و در نتیجه محدود شدن غذای مگالودونها، به همنوع خواری روی آورده و بدین ترتیب زمینه های نابودی کلی آنها نیز فراهم شد. با اینحال نظریه ای هم هست که بیان میدارد ممکن است مگادولونها منقرض نشده و به کوسه های کوچکتری که میتوانند در آبهای عمیق زندگی کنند، تحوّل و دگرگونی یافته باشند که در این صورت دیگر یک گونۀ مگالودون محسوب نمیشوند. نظریۀ اخیر مورد پذیرش همۀ محققان قرار نگرفته است.

 

قیاس اندازۀ یک مگالودون 18 متری با کوسۀ سفید 6 متری و نیز انسان 180 سانتیمتری. لازم به ذکر است، به دلیل اینکه حیوان از نوع ماهیان غضروفی بوده (تمام کوسه ها و نیز سفره ماهیها از ماهیهای نوع غضروفی میباشند)، لذا جز آرواره هایش، هیچگاه فسیل کاملی از این جانور کشف نشد. به همین خاطر دانشمندان مجبور شدند تا از آناتومی بدن کوسۀ سفید امروزی به عنوان مرجعی برای شبیه سازی و بازسازی اندام مگالودون استفاده کنند. طرح از نگارنده.

--------------------------------------------------

 

«گومفوتریوم» (Gomphotherium, Gomphothere) جانوری معدوم شده از راستۀ «پِروبوسیده» یا «خرطوم داران» (فیل سانان "Proboscidea") و خانوادۀ «گومفوتریدا» (Gomphotheriidae)[22]، که از ابتدای میوسن تا اوایل پلیستوسن، یعنی محدودۀ زمانی 23 تا حدود 2.5 میلیون سال قبل، در بخشهای وسیعی از زمین شامل آفریقا، اوراسیا و آمریکای شمالی میزیسته است. گونه های مختلف این فیل ماقبل تاریخ از 2.5 تا بیش از 3 متر قد و وزنی از 4.5 تا شاید 7.5 تن داشته اند. گومفوتریوم دارای سری بزرگ و کشیده، خرطومی بلند، گوشهایی نسبتاً کوچک، دُمی کوتاه، چهار پای تنومند و ستونی شکل، و نیز چهار عاج فیل مانند بود که دو عاج قسمت آروارۀ پایینی اش بزرگتر و موازی به هم بودند و حالت و شکلی بیل مانند به خود میگرفتند و احتمالاً برای کندن گیاهان از مناطق مردابی یا گِلی و یا برای حفّاری کاربرد داشتند. به همین خاطر به نظر میرسد این حیوانات در باتلاقها یا نزدیک دریاچه ها زندگی میکردند. منبع:

https://en.wikipedia.org/wiki/Gomphotherium

 

جدول فرضیِ تکاملی خانوادۀ فیلها (Evolution of elephants timeline). طرح از نگارنده.

--------------------------------------------------

 

تصویر شبیه سازی شده از یک «اسمایلودون» (Smilodon). اقتباس از:

https://www.dkfindout.com/uk/dinosaurs-and-prehistoric-life/prehistoric-mammals/smilodon/

«اِسمایلودون» یا «اِسمیلودان» (Smilodon) یا «گربۀ دندان خنجری» (Saber-toothed cat)، پستانداری از خانوادۀ «فِلیده» یا «گربه ها» (Felidae) بود که در دورۀ پلیستوسن و از حدود 2.5 میلیون تا ده هزار سال پیش در مناطقی از آمریکای شمالی و حتی آمریکای جنوبی زیست داشت. عمدۀ شهرت این پستاندار ماقبل تاریخ، در دندانهای نیش بلندش بود که طول این دو دندان در بزرگترین گونه از اسمایلودون به حدود 17 سانتیمتر میرسید. شباهتش با ببرها نیز سبب شد که اصطلاحاً گاه آن را با عنوان «ببر دندان شمشیری» (Saber-toothed tiger) بشناسند، امّا در حقیقت این درندۀ قدیمیِ منقرض شده وابستگی چندانی به ببرها ندارد و عقیده بر این است که به زیرخانوادۀ دیگری با نام «پانثِرین» (Pantherinae) که شامل پلنگها، یوزپلنگها و جگوارها میشود، تعلق دارد.

گونه های مختلف اسمایلودون، طولی از 1.2 تا 2.6 متر و قامتی بین 90 تا 140 سانتیمتر داشتند. وزنشان هم از 50 تا شاید 470 کیلوگرم متغیّر بود. همۀ گربه سانان گوشتخوارند و اسمایلودون نیز شکارچی قهاری بود. گویا او مهارت و نیروی شکارگری اش را مدیون دندانهای نیش بلند و تیزش بوده که با قدرت آنها را در بدن حیوان شکار شده فرو میکرده و با پاره کردن شاهرگ یا نای قربانی، به سرعت طعمه را از پای در می آورده است؛ هرچند برخی از دانشمندان و دیرینه شناسان معتقدند که این جانور نمیتوانسته از دندانهایش برای شکار استفاده نماید، زیرا این عمل باعث آسیب دیدن و شکستن دندانهای نیش میگردید. با اینحال، اسمایلودونها نسبت به شیرها یا ببرهای امروزی، شکارچیان ماهرتر و قدرتمندتری بودند و در کشتن طعمه های بزرگ موفّقتر عمل میکردند. چنین به نظر میرسد که آنها بایسونها (Bisons)[23]، گوزنهای شمالی، آهوان کوهی، شترهای آمریکایی، اسبها، و نیز پستانداران فیل سان نظیر ماستودونها (Mastodon) و ماموتهای جوان (Mammoth) را شکار میکرده اند. منبع:

https://en.wikipedia.org/wiki/Smilodon

--------------------------------------------------

 

سیمای بازسازی شده و فرضیِ مرد و زن هومواِرگاستِری (Homo ergaster).

«هومو اِرگاستِر» (Homo ergaster) یا «انسان کارگر یا کاروَرز» (Working human or Working man) یک گونۀ منقرض شده از جنس «هومو» یا «انسان» (Homo) است که در دورۀ زمین شناسی پلیستوسن و فاصلۀ زمانی بین 1.9 تا 1.6 یا نهایتاً 1.4 میلیون سال قبل در شرق و جنوب آفریقا زندگی میکرده است. فسیلهای این هومو در حوالی تانزانیا، اتیوپی، آفریقای جنوبی و خصوصاً کنیا کشف شدند.

این انسان ماقبل تاریخ میانگین قدی در حدود 185 سانتیمتر داشته و از نخستین وابستگان «هومو هابیلیس» (Homo habilis) به شمار میرود. البته زمانی چنین تصوّر میشد که هوموارگاستر زیرگونۀ هوموهابیلیس است، اما امروزه این فرضیه ردّ شد و هوموارگاستر و هوموهابیلیس را دو انسان منقرض شدۀ متمایز و جدا از هم میدانند، ولی این نظریه که هر دو وابسته و خویشاوندند و از یک جدّ مشترک منشعب شده اند، مورد پذیرش است. شاید آنچه این دو انسان ماقبل تاریخ را از هم متمایز میکند، جمجمۀ باریکتر و لاغرتر هوموارگاستر باشد. همچنین هوموارگاستر صورت کوچکی داشته و آرواره اش هم فاقد پیش آمدگی بوده است؛ به عبارتی «راست آرواره» (Orthognathic) بود. فکش کوچکتر و حجم کاسۀ سرش هم نسبت به هوموهابیلیس بزرگتر بود. همچنین تصوّر بر آن است که هوموارگاستر زیرگونه ای از «هومو اِرِکتوس» (Homo erectus) بوده باشد. امروزه برخی از محققان بر این باورند که ارگاستر همان «هوموارکتوس آفریقایی» است و عده ای دیگر نیز گونه ای از ارکتوسی دانستند که بعدها از آفریقا به اوراسیا مهاجرت کرده و به گونه های متمایز شاخه شده است و برخی دیگر هم هوموارگاستر را مصداق یک «هوموارکتوس ابتدایی» یا «پیش ارکتوس» (Early Homo erectus) میشناسند نه خود هوموارکتوس.

اما هوموارگاستر توانایی استفاده از ابزار سنگی را دارا بود. دیرینه انسان شناسان هنگام یافتن فسیل انسان کارگر، با ابزاری شبیه تبر در کنار بقایای استخوانی این انسان اولیّه مواجه شدند که از نوع «آشولی» (Acheulean)[24] بوده اند. استفاده از این ابزار پیشرفته ـ در مقایسه با ابزار سادۀ سایر انسانهای نخستین همچون هوموهابیلیسها ـ صرفاً در انحصار این گونۀ هومو بوده است. به عبارتی، هوموارگاستر اولین استفاده کننده از این ابزارهای سنگی در 1.6 میلیون سال پیش بود. این یافته های باستانی بیانگر این واقعیّتند که انسانهای کارگر شکارچیانی ماهر و ابزارساز بودند که اغلب از گوشت حیوانات تغذیه میکرده اند. همچنین، بقایای استخوانهای سوختۀ حیوانات و نیز آثار به دست آمده از خیمه های برپا شده توسط این انسانهای نخستین، دال بر این ادّعاست که آنها از آتش هم به طور اتفاقی استفاده میکرده اند.

http://raazebaghaa.ir/thread1293.html

https://en.wikipedia.org/wiki/Homo_ergaster

 

نمونۀ بازسازی شدۀ (مولاژ) «پسر تورکانا» (Turkana boy) از روی اسکلت موسوم به "KNM-WT 15000" توسط گروه مجسمه سازی «الیزابت داینِه» (Elisabeth Daynès). این اسکلت که متعلق به 1.6 تا 1.56 میلیون سال قبل است، حدود 90 درصد از اسکلت نسبتاً سالم و کامل یک پسر بچۀ ارگاسترِ احتمالاً 12 ساله را در بر میگیرد. چون استخوانها در سایت باستانی «ناریوکوتومۀ سه» (Nariokotome III) واقع در غرب دریاچۀ تورکانای (Turkana) کنیا کشف شدند؛ به همین مناسبت برایش نام مستعار «پسر تورکانا» (Turkana boy) یا «پسر ناریوکوتومه» (Nariokotome boy) در نظر گرفته اند. جمجمۀ کاملاً سالم این سنگواره هم که گنجایشی حدود 830 یا شاید 909 سانتیمتر مکعب دارد، با نام علمی (BH012) طبقه بندی و شناخته شده است. نتایج بررسیها و مطالعات بعدی پژوهشگران روی این اسکلت نشان داد که این پسر بچّه در گذشته قدی معادل 160 سانتیمتر داشته است و حتّی سنّ وی از 12 سال تا پایین‌تر (8 تا 9 سال) نیز تخمین زده شد.

فسیل پسر بچۀ تورکانا از زمان کشف آن (سال 1984 م.) تاکنون، جزو کاملترین اسکلتهای به دست آمده از انسانهای کهن انقراض یافته محسوب میشود. دانشمندان با مطالعۀ بر روی ستون فقرات برجای مانده از این اسکلت معروف، نشانه های بسیاری از شیوۀ راه رفتن روی دو پا و کلاً رفتار این انسان ماقبل تاریخ دانسته اند. میتوان چنین استنباط کرد که هوموارگاستر از نظر بدنی مشابه انسانهای مدرن با پاهایی بلند و بازوانی کوتاه بوده است. همچنین دریافتند که روند رشد انسان کارگر یا هوموارگاستر لزوماً مطابق با انسانهای امروزی نبوده و احتمالاً رشدی بین انسان خردمند و میمونهای بزرگ داشته است.

ناگفته نماند میان دانشمندان در مورد اینکه فسیل پسر بچۀ تورکانا مربوط به کدام گونۀ هومو، یعنی ارگاستر یا ارکتوس میباشد، اختلاف نظر جدّی وجود دارد. در این میان، بعضی در ارکتوس بودن این یافته پافشاری میکنند، به ویژه آنکه آن عده از دانشمندان بر ارکتوس بودن هوموارگاسترها تأکید دارند؛ امّا اکثراً این سنگواره را به خاطر ویژگیهای آناتومی و ساختار جمجمه، به هوموارگاستر منسوب میدارند.

--------------------------------------------------

 

نمایی شبیه سازی شده از کیسه داران و جانوران منقرض شدۀ استرالیا. منبع عکس:

http://www.nationalgeographic.com.au/animals/australias-extinct-monsters.aspx

در علوم زیست شناسی و جانورشناسی، احتمالاً پستانداران را به سه زیرردۀ: «پِروتوتِریا» (Prototheria) یا «پستانداران تخمگذار»، «آلوتریا» (Allotheria) که از ژوراسیک تا ائوسن زندگی میکرده اند، و «تِریا» (Theria, Theriiformes) تقسیم میکنند. در جانوران زیرردۀ اخیر یعنی تریا یا «دَدان»، در استخوانهای کمربند سینه‌ای، پیش غرابی و بین تَرقُوِه‌ای وجود ندارد. این زیررده به دو بالاراستۀ «کیسه داران» (Marsupials = Marsupialia = Marsupiaux = Métatherien = Diclephien) و «جُفت داران» (Eutheria) و احتمالاً 17 یا 18 راسته تقسیم می‌شود.

«کیسه داران» یا «مارسوپیال» دسته ای از پستانداران بدون جفت اند و ویژگی مهم اینها کیسه ایست که نوزادان خود را پس از توّلد، چند ماهی در آن نگه میدارند. در میان اینها از خاک زی گرفته تا آبزی و درخت زی و از لحاظ تغذیه نیز، از گوشتخوار گرفته تا علفخوار و حشره خوار، میتوان یافت. امروزه زیستگاه اصلی آنها «استرالیا» و «جزیرۀ تاسمانی» (Tasmania Island) در اقیانوسیّه (Oceanian) است. حال این سؤال مطرح میشود که چرا کیسه داران فقط در این محدودۀ جغرافیایی زندگی میکنند و همانند سایر پستانداران در سراسر کرۀ خاکی - مثل آمریکا و آفریقا - دیده نمیشوند؟

طبق شواهد فسیل شناسی، نظریه ای است مبنی بر اینکه، زمانی که خشکی بزرگ «گوندوانا» (Gondwana) هنوز تقسیم نشده بود، پستانداران کیسه دار در تمام نقاط آن زندگی میکرده اند. اگر امروزه کیسه داران را فقط در قارّۀ استرالیا و جزایر اطراف آن می یابیم، به خاطر آن است که در نقاط دیگر بر اثر عدم توانایی در رقابت با پستانداران کارآمدتر که اکنون در سطح بیشتر قارّه ها یافت میشوند، از میان رفته اند. از آنجا که قارّۀ استرالیا قبل از پیدایش پستانداران عالی، بر اثر جابجایی قاره ها از گوندوانا جدا و منزوی شد، لذا کیسه داران روی این قاره در معرض رقابت واقع نشدند و لااقل تمام اینها تا قبل از ورود انسان به این قارّه زنده ماندند. در حال حاضر به جز معدودی از کیسه دارانی که نابود شدند، بیشتر آنها هنوز هم در حال گذران زندگی اند. از کیسه داران منقرض شده می توان از «دلتاتریدیوم» (Deltatheridium) که نوعی پستاندار کیسه دار اولیه بوده و در انتهای دورۀ کرتاسه و حدود 80 میلیون سال قبل می زیسته است، و نیز از دو کیسه دارا بزرگ گوشتخوار موسوم به «تیلاکولِئو کارنیفِکس» یا «شیر کیسه دار» (Thylacoleo carnifex) که دارای ظاهر و آرواره هایی  عجیب بود، و «تیلاسیونس» یا «گرگ تاسمانی» (Thylacinus) که این یکی اخیراً منقرض شده است، نام برد.

اجداد «تیلاسینوس»ها یا «گرگهای تاسمانی» از حدود 4 میلیون سال پیش ظاهر شدند، اما در 2 هزار سال پیش در استرالیا منقرض شدند. یک دلیل از انقراض آنها را سگهای وحشی منحصر به استرالیا موسوم به «دینگو» (Dingo) میدانند که با ورود انسانها به این قاره پراکنده و دوباره وحشی شدند. آخرین گونۀ گرگ تاسمانی، یعنی گونۀ «تیلاسینوس سینوسِفالوس» (Thylacinus cynocephalus)، در جزیرۀ تاسمانی تحت حاکمیت استرالیا و همچنین در «پاپوای گینۀ نو» (Papua, New Guinea) واقع در شمال استرالیا و شرق اندونزی میزیسته و اغلب از کانگوروها، پرندگان و پستاندارن کوچک تغذیه میکرده است. طول بدن این جانور، بدون احتساب دُم و سر، به حدود 50 تا 65 سانتیمتر و قدش هم از زمین تا شانه ها به 60 سانتیمتر میرسیده و سرش نیز 22 سانتیمتر طول داشته است. این جانور دارای دندانهای سگی، مخصوصاً دندانهای نیش تقریباً 4.5 سانتیمتری بود و آرواره هایش هم تا حدّ زیادی باز میشدند. با آنکه بدان «گرگ تاسمانی» (Tasmanian Wolf) یا «ببر تاسمانی» (Tasmanian Tiger) میگویند، لیکن این جانور نه گرگ بود و نه ببر، بلکه از کیسه داران محسوب میگشت.

از آنجا که به این حیوان به عنوان تهدیدی برای دامهای دامداران استرالیایی مینگریستند، لذا به شکل بی رویه ای از سوی انسانها شکار میشد که در نتیجه، جمعیت آن رو به نقصان گذاشت. تلاش برای حفظ این گونه از انقراض، خیلی دیر صورت گرفت تا جایی که آخرین تیلاسینوس یا گرگ تاسمانی در طبیعت توسط یک شکارچی در سال 1930 میلادی به ضرب گلوله کشته شد و به نظر میرسد آخرین گرگ تاسمانی اسیر هم در سال 1936 در باغ وحش «هوبارت» (Hobart Zoo) مرده است. این در حالیست که پس از مرگ این حیوان هم، صدها گزارش تأیید نشده مبنی بر رؤیت آن دریافت شد.

 

تصویر آخرین گرگ تاسمانی اسیر در باغ وحش هوبارت واقع در تاسمانی استرالیا، که در حال خمیازه کشیدن است. عکس نشان میدهد که این جانور قادر بود فک خود را تا درجۀ زیادی (حدوداً 80 درجه) باز کند. منبع عکس:

http://www.girebi.com/nesli-tukendigi-halde-yeniden-aramiza-karisma-ihtimali-olan-14-canli-turu

 

پینوشت:

1- واژۀ ترشیاری (ترشیری یا ترسیر "Tertiary = Tertiaire") برای نخستین بار توسط جیووانی آردوینو (Giovanni Arduino) در دهۀ ۱۷۳۰ به کار رفت. او دوره های زمین‌ شناسی را به سه بخش یکم، دوم، و سوم تقسیم کرد. دورۀ چهارم، یعنی کواترنری هم بعدها افزوده شد. در حال حاضر کمیسیون بین المللی چینه شناسی به دلایل سیاسی، دورۀ ترشیاری را دیگر به رسمیّت نمیشناسد و خواهان تقسیم دوره های زمانی آن میان دورهای پالئوژن و نئوژن است.

https://fa.wikipedia.org/wiki/%D8%AA%D8%B1%D8%B4%DB%8C%D8%A7%D8%B1%DB%8C

2- در سال 1829 میلادی یکی از استادان زمین شناس موسوم به دانویه (Densoyers) جدیدترین ته نشینهای تشکیل دهندۀ قشر فوقانی زمین را «زمینهای دوران چهارم» خوانده است؛ لیکن در تقسیمات اخیر از آن به «دوره» یاد میکنند.

3- در منابع علمی قدیم، دورانهای زمین شناسی عبارت بودند از: دوران اول (Primary)، دوران دوم (Secondary)، دوران سوم (Tertiary) و دوران چهارم (Quaternary). دو نام اول، دیگر استفاده نمیشوند، امّا ترشیاری و کواترنری به صورت نام دوره و جزیی از دوران سنوزوئیک، هنوز هم به کار برده میشوند.

4- "Nummulites"؛ این جانداران انواعی از آغازیان و گروهی از روزنه داران به شمار میروند.

5- این دوران بندی زمانی بر اساس تقسیم بندی زمین شناسی «اتحادیۀ بین المللی علوم زمین» (IUGS) در سال 2016 میلادی صورت گرفته است.

6- پِلِسیاداپیس (Plesiadapis) یکی از قدیمیترین گونه های شناخته شدۀ پستانداران است که در حدود ۵۸ تا ۵۵ میلیون سال پیش در آمریکای شمالی و اروپا میزیسته است.

7- نخستیها یا پریمات (Primates = Primata = Primitive) راسته ای از پستاندارانی هستند با مغزی نسبتاً بزرگ، دید دو چشمی، دستهایی با انگشتان طویل و ناخن دار، که به جای بهره گیری از پنجه، قادرند چنگ بیندازند و اجسام را محکم با دست و پاهایشان بگیرند. آنها شاید 80 تا 70 میلیون سال پیش، از پستانداران بسیار کوچک حشره خوار درختی (Insectivore = Tree shrews) موسوم به  پیش نخستی (Proprimates) تکامل یافته اند. نخستیها را میتوان به دو گروه: پیش میمون (Strepsirrhini) و انسان ریخت یا میمونهای انسان نما (Catarrhine = Catarrhini = Anthropomorph) تقسیم کرد. هر کدام از این موجودات نیز به شاخه های دیگری منشعب میشوند و ویژگیهای خاصّ خود را دارند.

8- ردۀ شکم پایان یا گاستروپودا (Gastropoda) رده ای از جانورانِ شاخۀ نرم تنان، و بزرگترین ردۀ جانوری پس از حشرات، از نظر تنوّع هستند. حلزونهای زمینی و دریایی، انواع صدفهای دریایی و غیره از جانوران شناخته شدۀ ردۀ شکم‌پایان هستند (دانشنامۀ آزاد ویکی پدیای فارسی، ذیل عنوان: شکم پایان).

9- دوکَفه‌ایها (Bivalvia) رده‌ای از جانوران نرم تنِ آبزی هستند که به تبرپایان (Pelecypoda) نیز معروفند. آنها معمولاً صدفهای دوتکه ای دارند که کمابیش متقارن هستند و شامل گوش ماهیها، صدفها و غیره میشوند (دانشنامۀ آزاد ویکی پدیای فارسی، ذیل: دوکفه ای ها).

10- قاره ای که پیرامون قطب جنوب زمین را در بر گرفته، قارۀ جنوبگان میگویند. این قارّه سردترین نقطۀ کرۀ زمین است و کمابیش همۀ رویۀ آن با یخ و برف پوشیده شده است. کشف قارّۀ جنوبگان در اواخر ژانویۀ سال 1820 صورت گرفت.

11- علاوه بر پاراسِراتِریوم (Paraceratherium)، این حیوان به بَلوچیتِریوم (Baluchitherium) و ایندِریکوتِریوم (Indricotherium) نیز شناخته میشود. پاراسراتریوم یک پستاندار منقرض شدۀ کرگدن مانندِ ابتدایی با گردنی طویل، پاهایی کشیده و ستونی و نیز سری بدون شاخ بوده که در دورۀ الیگوسن در پاکستان و چین و بخشهایی از آسیا میزیسته است. در حال حاضر این حیوان بزرگترین پستاندار خشکی زی تاریخ و حتی بزرگتر از ماموتهای کلمبیایی بوده است.

https://en.wikipedia.org/wiki/Paraceratherium

12- برای آشنایی با اوسترالوپیکوسها، نک:

http://historyandscience.blog.ir/post/australopithecus

13- هولوسن (Holocene) در لغت به معنی اخیر، و در اصطلاح زمین شناسی هم به دورۀ بعد از یخبندان گفته میشود.

14- این در حالیست که تغییرات شدید آب و هوایی در ایران و بر خلاف اروپا و نواحی دیگر، منجر به خشک شدن دریاچه های مرکزی و تشکیل نمکزارها و کویر در بخشهای وسیعی از این سرزمین شد.

15- هر یک از کانیهای بی شماری که اساس ساختمان آنها را چهار وَجهیِ سیلیسیم ـ اکسیژن تشکیل میدهند، سیلیکات (Silicate) مینامند.

16- ژِئومورفولوژی (Geomorphology) یا زمین ریخت شناسی شاخه ای از رشتۀ جغرافیای طبیعی است که به بررسی چگونگی پدید آمدن اشکال مختلف طبیعی در سطح زمین میپردازد و تغییرات حاصل از عوامل درونی و بیرونی زمین را بر روی این اشکال دنبال میکند تا بتواند رفتار آنها را تبیین نموده، به پیش بینی آیندۀ آن نایل شود. به بیانی ساده تر، زمین ریخت شناسی علم شناسایی اشکال ناهمواریهای زمین است. این دانش نخستین بار به وسیلۀ ویلیام دیویس (1850-1934م. "William Davies") جغرافیدان آمریکایی شکل گرفت.

17- در زیر ردۀ تریا (Theria)، در بدن جانور استخوانهای کمربند سینه ای، پیش غرابی و نیز استخوان بین ترقوه ای وجود ندارد.

18- نهنگهای امروزی در راستۀ سِتاسِه یا والها (Cetacea = Cetacean) قرار میگیرند و این راسته شامل دو زیر راستۀ: نهنگهای بالن دار (بدون دندان) و نهنگ های دندان دار میشود.

19- مزونیچید (Mesonychids) یا نیم پنجه سانان، راسته ای از پستانداران گوشتخوار با پنجه هایی منتهی به سُمهای کوچک بودند که در دورۀ ائوسن زیست داشتند.

20- آرتیوداکتیل (Artiodactyla, Artiodactyls) یا سُم داران زوج انگشتی (جفت سُم سانان)، راسته ای از پستانداران سّم دار دارای سُم دو انگشتی بودند. این دسته از حیوانات اغلب گیاهخوار بودند اما در میان آنها سم دارانِ شکارچی گوشتخوار، لاشه خوار و همه چیزخوار نیز وجود داشتند.

21- اِنتِلودونتیدا (Entelodontidae) یا انتلودونتها (Entelodonts)، خانواده ای از پستانداران بزرگ، خوکی شکلی و سُم داری بودند که از دورۀ الیگوسن تا میوسن پیشین زیست داشتند.

22- خانوادۀ گومفوتِریدا (Gomphotheriidae) موسوم به چهار عاج داران، خانواده ای از پستانداران گیاهخوار قدیمیِ منقرض شده از راستۀ خرطوم داران یا فیل سانان (Proboscidea) بودند که دو عاج در بالا و دو عاج در پایین آرواره هایشان داشتند.

23- بایسون (Bisons)، گونه ای از بوفالوها یا گاومیشهای کوهان دار وحشی قارۀ آمریکا هستند.

24- ابزارهای سنگی مربوط به عصر آشولی (Acheulean) دست افزارهایی هستند که در حدود 1.6 میلیون سال قبل که توسط اولین انسانهای شناخته شده در آفریقا استفاده میشدند.

 

منابع:

- خسروتهرانی، خسرو (1386)، چینه شناسی و رخدادهای دوران های زمین شناسی، تهران: دانشگاه تهران.

- داروین، چارلز (بی تا)، منشاء انواع، ترجمۀ دکتر نورالدین فرهیخته، تهران: شبگیر.

- داستانپور، محمد (1380)، زمین شناسی تاریخی، کرمان: دانشگاه شهید باهنر کرمان.

- ریون، پیتر اچ.؛ جانسون، جورج بی. (1383)، زیست شناسی، ج1، ترجمۀ هیئت مترجمان، تهران: مرکز نشر دانشگاهی.

- شایگان، غلامعلی؛ اشرافی، ابراهیم (1384)، زمین شناسی تاریخی، تهران: دانشگاه پیام نور. 

- شفیقی، سیروس؛ مدنی، حسن (1337)، زمین شناسی عمومی، تهران: پلی تکنیک.

- فربد، محمدصادق (1372)، مبانی انسانشناسی، تهران: منصوری.

- کی ـ زربو، ج. (1374)، تاریخ عمومی افریقا: افریقا در دوران پیش از تاریخ، ج2، ترجمۀ احمد بیرشک و مرتضی ثاقب فر، تهران: علمی و فرهنگی.

- لوتگن، فردریک ک.؛ تاربوک، ادوارد جی. (1374)، مبانی زمین شناسی، ترجمۀ دکتر رسول اخروی، تهران: مدرسه.

- مالام، جان؛ وودوارد، جان (1390)، اطلس دایناسورها، ترجمۀ فؤاد والی، تهران: پیام آزادی.

http://raazebaghaa.ir/thread1293.html

http://www.dinosaurhome.com/canadian-paleoartist-julius-csotonyi-807.html

http://www.girebi.com/nesli-tukendigi-halde-yeniden-aramiza-karisma-ihtimali-olan-14-canli-turu

http://www.nationalgeographic.com.au/animals/australias-extinct-monsters.aspx

http://www.ngdir.ir/GeoportalInfo/PSubjectInfoDetail.asp?PID=429&index=19

http://www.prehistoric-wildlife.com/species/a/andrewsarchus.html

http://www.prehistoric-wildlife.com/species/k/kelenken.html http://raazebaghaa.ir/

http://www.raazebaghaa.org/forum/showthread.php?tid=142

https://en.wikipedia.org/wiki/Andrewsarchus

https://en.wikipedia.org/wiki/Entelodont

https://en.wikipedia.org/wiki/Gomphotherium

https://en.wikipedia.org/wiki/Homo_ergaster

https://en.wikipedia.org/wiki/Paraceratherium

https://fa.wikipedia.org/wiki/%D8%AA%D8%B1%D8%B4%DB%8C%D8%A7%D8%B1%DB%8C

https://fa.wikipedia.org/wiki/%DA%AF%D8%B1%DA%AF_%D8%AA%D8%A7%D8%B3%D9%85%D8%A7%D9%86%DB%8C

https://www.britannica.com/animal/entelodont

https://www.dkfindout.com/uk/dinosaurs-and-prehistoric-life/prehistoric-mammals/smilodon/

https://www.newdinosaurs.com/andrewsarchus/

https://www.newdinosaurs.com/kelenken/

http://daneshnameh.roshd.ir/mavara/mavara-print.php?page=%D9%BE%D8%B3%D8%AA%D8%A7%D9%86%D8%AF%D8%A7%D8%B1%D8%A7%D9%86&SSOReturnPage=Check&Rand=0

 

 

نظرات  (۱)

حیات بسیار متنوع و در عین حال خشنی بوده.
تصاویر بسیار زیبا و با کیفیت و مطالبتون کامل و جالب بود.

پاسخ:
با سپاس از مطالعه و همچنین حُسن نظر شما.

ارسال نظر

ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
تجدید کد امنیتی